عشق ابدی
Unending Love
تنها از پسِ سال ها
Only through the years
صبوری و همدردی
Of patience and sharing
لذا گرانبهای ملاطفت را
Do you earn the priceless
در می يابی
And rich joy of caring
و خاطرات گنجينه ای است
And memories are treasures
که زمان را توانِ تاب تباه کردنش نيست
Time cannot destory
و ساخته از طلايی ناب است
They're made of pure gold
بی هيچ آلايشی
Without any alloy
و آن سال های شادمان
And those happy years
که با عشق و فداکاری سپری گشتند
So devotedly spent
برای تو وخرمنی از
Bring you a harvest
آرامش و خرسندی به ارمغان می آوَرَد
Of peace and content
چرا که زندگی با تمام تلخ کامی هايش
For life anf its problems
آميزه ای است از
Are only a blending
عشق الهی
Of love that's divine
From the time of Islamic conquest, Iranians gradually converted to Islam. Most had previously followed Zoroastrianism, the official state religion under the Sassanid dynasty, but minority groups had practiced Christianity or Judaism. By the 10th century the majority of Iranians probably were Muslims. Most Iranian Muslims adhered to orthodox Sunni Islam, although some followed various sects of Shia Islam. The Ismailis, a Shia sect, maintained a small but effectively independent state in the Rūdbār region of the
© 1993-2003
Microsoft Corporation. All rights reservedتاريخ ايران
ارتش اعراب مسلمان در سال 636 بعد از ميلاد شروع به فتح امپراطور ساسانيان پارسي كردند و در مدت 5 سال به جز رشته كوه البرز و جلگه ساحلي درياي خزر تمام ايران را فتح كردند .
آنها سر انجام در سال
651 به سلسله ساسانيان پايان دادند . از دو كشور مجاور اعراب بيشتر ايران ) كه در آن زمان تا آن سوي هرات كه اكنون در غرب افغانستان است كشيده شده بود .( قسمتي از فرمانروايي اعراب مسلمان باقي ماند . خلفا) رهبران سلسله هاي اسلامي (ابتدا از مدينه شهري در عربستان سعودي كنوني و سپس از دمشق ، سوريه و در اين اواخر از بغداد ، اعراب و هر شهري را كه مركز خلافت انتخاب مي كردند ، حكومت مي نمودند .در اوايل قرن نهم اگر چه پادشاهان خود مختار لشكر زيادي در شرق ايران داشتند ، تا نيمه قرن يازدهم خلفاي عرب در بغداد واقعا كنترل مؤثر در همه ايران را از دست داده بودند با اين كه بيشتر سلسله هاي محلي اقتدار ديني خليفه را به رسميت مي شناختند
.American English Idioms 1
| Idiom | Translation | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
صفت adjective
صفت كلمه يا عبارتي است كه حالت و چگونگي اسم را بيان مي كند. موصوف اسمي است كه به وسيله صفت توصيف مي شود.در انگليسي معمولا" صفت قبل از موصوف مي آيد.
مثال:
كلاه سفيد white hat
موصوف صفت
دانش آموز خوشحال happy student
موصوف صفت
خط كش دراز long ruler
موصوف صفت
همچنين صفات مي توانند بدون اسم به عنوان گزاره(كامل كننده جمله) به كار روند كه اين حالت بيشتر با فعل “to be” امكان پذير است و بعد از اشكان مختلف افعال “to be” قرار مي گيرند.
مثال:
گزاره نهاد
The ruler is long.
صفت
خط كش دراز است.
گزاره نهاد
The student is happy
صفت
دانش آموز خوشحال است.
گزاره نهاد
The apple is red.
صفت اسم
سيب سرخ است.
بايد توجه داشت كه هرگاه موصوف, اسم جمع باشد, صفت جمع بسته نمي شود و هميشه به صورت مفرد به كار مي رود.
مثال:
ملّت قوي. The strong nation.
مدادهاي آبي The blue pencils.
صفات مي توانند بيان كننده رنگ باشند:
مثال:
سفيد white
سبز green
قرمز red
صفات مي توانند بيان كننده حالت باشند:
مثال:
باهوش clever
غمگين sad
خوشحال happy
صفات مي توانند بيان كننده اندازه باشند:
مثال:
بزرگ large
كوتاه short
دراز logo
صفات مي توانند بيان كننده تعلق و مالكيت چيزي به كسي يا كسي به شخص ديگر باشند. اين صفات را ملكي گويند و پيش از اسم به كار مي روند.
صفات ملكي عبارتند از:
جمع مفرد
مال our مال من my
مال شما your مال تو your
مال آنها their مال او (مونث) her
مال او(مذكر) his
مال او (آن) its
به اين مثالها توجه كنيد:
من دانش آموز هستم. . I am a student
كلا سم بزرگ است. My classroom is large.
شما معلم هستيد. You are a teacher.
دانش آموزانتان در مدرسه هستند. students are in school. Your
او راننده است. He is a driver.
ماشين او در خانه است. His car is in the house.
او پرستار است. She is a nurse.
لباسش سفيد است. Her dress is white.
آن يك ماشين است. It is a car.
درهايش باز هستند. Its doors are open.
ما دكتر هستيم. We are doctors.
ماشين هاي ما كوچك هستند. Our cars are small.
شما دانش آموز هستيد. You are students.
معلم شما كوتاه قد است. your teacher is short.
آنها كشاورز هستند. They are farmers.
مرزعه آنها بزرگ است. Their farm is large.


